ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
107
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
دختران خود به پسران او داد و دختر شاه على بن شاهزاده را بخواست . مرحبا عقدى كه عقد ملك را بخشد نظام * حبذا عقدى كزو شد رونق عالم تمام ز اجتماع اين دو نير و ز قران آن دو سعد * تا بروز حشر عالم را بود نور و نظام و به اتفاق اقوام موافق ، مخالفان را پست كرد . سيستان معمور گرديد . پس از اندك فرصتى از دختر شاه شاهان ، شاه شمس الدين على بن شاهزاده را پسرى مشترى طلعت ، حق سبحانه و تعالى كرامت فرمود ، ملك قطب الدين نام كردند و بعد از چند سال پسرى ديگر متولد شد شاه محمود نام آن فرخنده فرجام نمودند و از اين عقد دولت قرين تا حال نسب ملوك باقى است . اميد كه تا دامن آخر الزمان ، دولت و نام نيك [ 47 ش ] از سلسلهء بزرگان نيكنام و نيكنامان سعادت فرجام بيرون نرود . و هرگاه شاه شاهان به اردوى همايون شدى تا ملك شمس الدين در حيات بود مهام سيستان و جانشينى به او تعلق ميداشت و پس از فوت شاه شمس الدين على ملك قطب الدين محمد كه خواهرزادهء « 1 » شاه شاهان بود بخدمات او قيام داشت و در سنهء اربع و ثمانمائه كه امير بزرگ بجانب روم رفت ، شاه شاهان ملك قطب الدين را با خود برد ، در اثناى مراجعت امير تيمور از آن مرزوبوم شاه شاهان در شهر شعبان سنهء خمس و ثمانمائه از دار فنا بدار بقا رحلت نمود . چو شاه شهان از جهان رخت برد * جهان داشتن نوجوان را سپرد چون ملك قطب از لوازم عزا فارغ شد امير تيمور او را پيش خود خواند و اعزاز و اكرام بسيار نمود و ايالت سيستان را از حدود سند تا حدود هرات و از قندهار تا سرحد كرمان و تمامى سيورغالات شاه شاهان را به او تفويض
--> ( 1 ) - ملك قطب الدين محمد دخترزاده يعنى نوهء دخترى شاه شاهان است .